تبلیغات
همه چیز برای علاقه مندان کامپیوتر و الکترونیک - جهانی شدن (دكتر رامین‌ خانبگی‌)
 
همه چیز برای علاقه مندان کامپیوتر و الکترونیک
 
 
پنجشنبه 21 شهریور 1387 :: نویسنده : رضا

«جهانی‌ شدن»، ترجمه‌ای‌ از واژه‌ گلوبالیزیشن‌ (انگلیسی)، گلوبالیزاسیون‌ (فرانسه) كلوبالیتزیرونگ‌ (آلمانی)، پدیده‌ای‌ است‌ كاملاً‌ مبتنی‌ بر تفكر رایج‌ در غرب‌ و نمی‌توان‌ معادل‌ صحیح‌ و كاملی‌ برای‌ آن‌ در زبان‌ فارسی‌ یا عربی‌ تعیین‌ كرد.

رویكرد غرب‌ به‌ مسایل‌ مختلف، مبتنی‌ بر نوعی‌ مكانیزم‌ فكری‌ در مقابل‌ تفكر شرقی‌ است‌ و گونه‌ای‌ خاص‌ از مواجهه‌ با جهان‌ هستی‌ و «روش‌ زندگی» را پیش‌ روی‌ ما قرار می‌دهد. و تا زمانی‌ كه‌ در شیوه‌ زندگی‌ و نگرش‌ غرب‌ وارد نشده‌ایم، با مختصات‌ فكری‌ آن‌ آشنا نخواهیم‌ شد و به‌ شیوه‌ اگزیستانسیالیستی، زندگی‌ غربی‌ را درك‌ نخواهیم‌ كرد.

در رویارویی‌ با غرب، مشكل‌ ما فهم‌ وجودی‌ یا حضوری‌ پدیده‌ای‌ به‌ نام‌ غرب‌ است. آنها واقعاً‌ چگونه‌ و با چه‌ استدلال‌ و هدف‌گذاری، زندگی‌ می‌كنند؟ اگر بخواهیم‌ غرب‌ را بشناسیم‌ باید نحوه‌ زیست‌ و شئون‌ زندگی‌ آنها را كه‌ در حال‌ حاضر، قرار است‌ به‌ شیوه‌ای‌ جهانی، تبدیل‌ شود، بشناسیم. كلمات‌ و واژه‌ها هنگامی‌ كه‌ از یك‌ فرهنگ‌ به‌ فرهنگ‌ دیگر انتقال‌ می‌یابند، در پارادایم‌ ذهنی‌ مخاطب‌ جدید قرار می‌گیرند. ذهنیت‌ ما تفاوت‌ بسیاری‌ با پارادایم‌های‌ ذهنی‌ غرب‌ دارد، از این‌ روست‌ كه‌ ما مانند آنها زندگی‌ نمی‌كنیم.

جهانی‌شدن‌ از یك‌ سو پدیده‌ای‌ قرن‌ بیستمی‌ است، و دقیقا با مفهوم‌ جهان‌گستری‌ كه‌ در دوران‌های‌ تاریخی‌ شرق‌ هم‌ وجود دارد، منطبق‌ نیست، قصد اسكندر برای‌ فتح‌ تمام‌ دنیا، یا جهان‌گیری‌ مغول، به‌ طور كامل، منطبق‌ بر مفهوم‌ امروزی‌ «جهانی‌شدن» نیست، زیرا «جهانی‌ شدن»، تنها منحصر در فتح‌ جهان‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ یا اقتصادی‌ نیست‌ بلكه‌ چیزی‌ فراتر از آن‌ است. باطن‌ «جهانی‌ شدن» از منظر من، غلبه‌ رویكرد «این‌ جهانی» بر كل‌ جهان‌ است، به‌ این‌ معنا كه‌ قرار است‌ همه‌ ملت‌ها در ابتدا «این‌ جهانی»، و سپس‌ جهانی‌ شوند. بنابراین‌ آنچه‌ را «جهانی‌ شدن» به‌ ارمغان‌ می‌آورد «جهانی‌ فكر كردن» نیست، بلكه‌ در ابتدا «این‌ جهانی‌ فكركردن» است، تا سپس‌ در فرایند «جهانی‌ شدن» در بازی‌ شطرنج‌گونه‌ (كه‌ آغاز آن‌ 400 سال‌ پیش‌ بوده) دنیا را فتح‌ كنند.

براین‌ اساس، جهانی‌ شدن، حوالت‌ دادن‌ انسان‌ به‌ این‌ جهان‌ (اصالت‌ دنیا) است‌ و بس. پروسه‌ جهانی‌ شدن، در وهله‌ اول‌ جز «این‌ جهان» به‌ چیز دیگری‌ ناظر نیست‌ و تنها در این‌ صورت‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ مولفه‌های‌ قدرت‌ با هژمونی، سلطه‌ و سیاست‌ تبیین‌ می‌شود. طبیعی‌ است‌ كه‌ در این‌ فرایند، جهان‌ باید فتح‌ یا به‌ عبارتی‌ یك‌ كاسه‌ گردد. در این‌ تعریف‌ از گلوبالیزیشن‌ درمی‌یابیم‌ كه‌ رویكرد متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ ایجاد شده‌ و لذا جهانی‌شدن‌ در ادیان‌ الهی‌ با مفهوم‌ غربی‌ و كنونی‌ آن‌ تنها یك‌ اشتراك‌ لفظی‌ است. این‌ مفهوم‌ از جهانی‌شدن‌ در فضای‌ مدرنیته‌ قابل‌ تعریف‌ است، به‌ این‌ معنا كه‌ غایت‌ جهانی‌ شدن، «این‌ جهانی‌ شدن» محض‌ و دنیوی‌ شدن‌ و دنیاپرستی‌ است. برای‌ اینكه‌ چنین‌ چیزی‌ تحقق‌ یابد، مولفه‌های‌ متكثری‌ كه‌ در این‌ جهان‌ است‌ نیز باید تغییر كند تا بتوان‌ قواعد بازی‌ را ساده‌ كرد و آن‌ را پیش‌ برد.

«جهانی‌ شدن»، ترجمه‌ای‌ از واژه‌ گلوبالیزیشن‌ (انگلیسی)، گلوبالیزاسیون‌ (فرانسه) كلوبالیتزیرونگ‌ (آلمانی)، پدیده‌ای‌ است‌ كاملاً‌ مبتنی‌ بر تفكر رایج‌ در غرب‌ و نمی‌توان‌ معادل‌ صحیح‌ و كاملی‌ برای‌ آن‌ در زبان‌ فارسی‌ یا عربی‌ تعیین‌ كرد.

رویكرد غرب‌ به‌ مسایل‌ مختلف، مبتنی‌ بر نوعی‌ مكانیزم‌ فكری‌ در مقابل‌ تفكر شرقی‌ است‌ و گونه‌ای‌ خاص‌ از مواجهه‌ با جهان‌ هستی‌ و «روش‌ زندگی» را پیش‌ روی‌ ما قرار می‌دهد. و تا زمانی‌ كه‌ در شیوه‌ زندگی‌ و نگرش‌ غرب‌ وارد نشده‌ایم، با مختصات‌ فكری‌ آن‌ آشنا نخواهیم‌ شد و به‌ شیوه‌ اگزیستانسیالیستی، زندگی‌ غربی‌ را درك‌ نخواهیم‌ كرد.

در رویارویی‌ با غرب، مشكل‌ ما فهم‌ وجودی‌ یا حضوری‌ پدیده‌ای‌ به‌ نام‌ غرب‌ است. آنها واقعاً‌ چگونه‌ و با چه‌ استدلال‌ و هدف‌گذاری، زندگی‌ می‌كنند؟ اگر بخواهیم‌ غرب‌ را بشناسیم‌ باید نحوه‌ زیست‌ و شئون‌ زندگی‌ آنها را كه‌ در حال‌ حاضر، قرار است‌ به‌ شیوه‌ای‌ جهانی، تبدیل‌ شود، بشناسیم. كلمات‌ و واژه‌ها هنگامی‌ كه‌ از یك‌ فرهنگ‌ به‌ فرهنگ‌ دیگر انتقال‌ می‌یابند، در پارادایم‌ ذهنی‌ مخاطب‌ جدید قرار می‌گیرند. ذهنیت‌ ما تفاوت‌ بسیاری‌ با پارادایم‌های‌ ذهنی‌ غرب‌ دارد، از این‌ روست‌ كه‌ ما مانند آنها زندگی‌ نمی‌كنیم.

جهانی‌شدن‌ از یك‌ سو پدیده‌ای‌ قرن‌ بیستمی‌ است، و دقیقا با مفهوم‌ جهان‌گستری‌ كه‌ در دوران‌های‌ تاریخی‌ شرق‌ هم‌ وجود دارد، منطبق‌ نیست، قصد اسكندر برای‌ فتح‌ تمام‌ دنیا، یا جهان‌گیری‌ مغول، به‌ طور كامل، منطبق‌ بر مفهوم‌ امروزی‌ «جهانی‌شدن» نیست، زیرا «جهانی‌ شدن»، تنها منحصر در فتح‌ جهان‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ یا اقتصادی‌ نیست‌ بلكه‌ چیزی‌ فراتر از آن‌ است. باطن‌ «جهانی‌ شدن» از منظر من، غلبه‌ رویكرد «این‌ جهانی» بر كل‌ جهان‌ است، به‌ این‌ معنا كه‌ قرار است‌ همه‌ ملت‌ها در ابتدا «این‌ جهانی»، و سپس‌ جهانی‌ شوند. بنابراین‌ آنچه‌ را «جهانی‌ شدن» به‌ ارمغان‌ می‌آورد «جهانی‌ فكر كردن» نیست، بلكه‌ در ابتدا «این‌ جهانی‌ فكركردن» است، تا سپس‌ در فرایند «جهانی‌ شدن» در بازی‌ شطرنج‌گونه‌ (كه‌ آغاز آن‌ 400 سال‌ پیش‌ بوده) دنیا را فتح‌ كنند.

براین‌ اساس، جهانی‌ شدن، حوالت‌ دادن‌ انسان‌ به‌ این‌ جهان‌ (اصالت‌ دنیا) است‌ و بس. پروسه‌ جهانی‌ شدن، در وهله‌ اول‌ جز «این‌ جهان» به‌ چیز دیگری‌ ناظر نیست‌ و تنها در این‌ صورت‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ مولفه‌های‌ قدرت‌ با هژمونی، سلطه‌ و سیاست‌ تبیین‌ می‌شود. طبیعی‌ است‌ كه‌ در این‌ فرایند، جهان‌ باید فتح‌ یا به‌ عبارتی‌ یك‌ كاسه‌ گردد. در این‌ تعریف‌ از گلوبالیزیشن‌ درمی‌یابیم‌ كه‌ رویكرد متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ ایجاد شده‌ و لذا جهانی‌شدن‌ در ادیان‌ الهی‌ با مفهوم‌ غربی‌ و كنونی‌ آن‌ تنها یك‌ اشتراك‌ لفظی‌ است. این‌ مفهوم‌ از جهانی‌شدن‌ در فضای‌ مدرنیته‌ قابل‌ تعریف‌ است، به‌ این‌ معنا كه‌ غایت‌ جهانی‌ شدن، «این‌ جهانی‌ شدن» محض‌ و دنیوی‌ شدن‌ و دنیاپرستی‌ است. برای‌ اینكه‌ چنین‌ چیزی‌ تحقق‌ یابد، مولفه‌های‌ متكثری‌ كه‌ در این‌ جهان‌ است‌ نیز باید تغییر كند تا بتوان‌ قواعد بازی‌ را ساده‌ كرد و آن‌ را پیش‌ برد.

وقتی‌ اصالت‌ با «این‌ جهانی‌شدن» باشد، مساله، تنها كسب‌ قدرت‌ و سلطه‌ جهانی‌ است‌ كه‌ خود را به‌ گونه‌های‌ گوناگون‌ نشان‌ می‌دهد و از مولفه‌های‌ بارز و اساسی‌ آن، قدرت‌ سیاسی، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ خواهد بود زیرا با این‌ ابزار است‌ كه‌ می‌توانند خود را عملاً‌ در راس‌ هرم‌ سلطه، حفظ‌ كنند. بنابراین‌ ما در دوره‌ای‌ تاریخی‌ زندگی‌ می‌كنیم‌ كه‌ بحث‌ شفاف‌ بر سر قدرت‌ و پول‌ در گستره‌ جهانی‌ است. در این‌ بازی، قدرت‌ و پول، قوانین‌ را خود تعیین‌ می‌كنند و اگر این‌ مباحث‌ را به‌ عنوان‌ مقدمات‌ هم‌ در نظر بگیریم‌ مساله‌ جهانی‌شدن‌ را راحت‌تر می‌توان‌ هضم‌ كرد. پدیده‌هایی‌ از قبیل‌ «تسامح» و «تساهل»، «حقوق‌ بشر» و «آزادی» در فضاهای‌ مختلف، معانی‌ متنوعی‌ می‌دهند و اگر بستر فكری‌ این‌ قضایا را در نظر نگیریم‌ اشتراكات‌ لفظی، موجب‌ مغالطات‌ و سوءتفاهمات‌ بسیاری‌ خواهد شد. به‌ نظر می‌رسد از دو منظر می‌توان‌ به‌ این‌ موضوع‌ نگریست، یكی‌ از منظر تاریخی‌ و دیگری‌ تئوریك.

در دیدگاه‌ تاریخی، این‌ پرسش‌ در میان‌ است‌ كه‌ چنین‌ پدیده‌ای‌ اصولا بوده‌ است‌ یا نبوده‌ است؟ و چگونه‌ شكل‌ گرفته‌ است؟
باطن‌ «جهانی‌ شدن» از منظر من، غلبه‌ رویكرد «این‌ جهانی» بر كل‌ جهان‌ است، به‌ این‌ معنا كه‌ قرار است‌ همه‌ ملت‌ها در ابتدا «این‌ جهانی»، و سپس‌ جهانی‌ شوند.

اما از دیدگاه‌ نظری، این‌ بحث‌ مطرح‌ می‌گردد كه‌ اگر شواهد تاریخی، دال‌ بر جریان‌ جهانی‌شدن‌ نیست، یعنی‌ اگر ما آن‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ «پروژه‌ یا طرح» ندانیم‌ كه‌ فاعل‌ یا فاعلانی‌ دارد كه‌ آن‌ را پیش‌ می‌برند، حتی‌ اگر نتوانیم‌ به‌ صورت‌ تاریخی‌ و مكتوب، این‌ پروژه‌ را تبیین‌ كنیم، آیا می‌توان‌ به‌ گونه‌ای‌ تئوریك‌ به‌ این‌ مساله‌ اندیشید؟

از نظر تاریخی، واقعیت‌ این‌ است‌ كه‌ پس‌ از نابودی‌ رویكرد دوره‌ قرون‌ میانه‌ در غرب‌ رنسانس‌ و آغاز دوره‌ مدرن‌ در ساحت‌ اندیشه‌ و اجتماع، اتفاقات‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ می‌افتد. در حوزه‌ اندیشه‌ این‌ مساله‌ تقریباً‌ روشن‌ است‌ و اندیشمندانی‌ زیادی‌ به‌ آن‌ پرداخته‌اند. متاسفانه‌ در ایران‌ آنچه‌ كمتر بدان‌ پرداخته‌ می‌شود، بستر سیاسی‌ ---- اجتماعی‌ و سیر تاریخی‌ این‌ فرایند است. می‌توان‌ مثالی‌ از دوران‌ دكارت‌ زد، هنگامی‌ كه‌ وی‌ به‌ هلند عزیمت‌ می‌كند این‌ كشور به‌ تازگی‌ استقلال‌ یافته‌ و از زیر سلطه‌ امپراتوری‌ اسپانیا رها شده‌ است. سوال‌ پیش‌ می‌آید كه‌ یك‌ امپراتوری‌ بزرگ‌ با قدرتی‌ كه‌ توانسته‌ دنیا را فتح‌ كند چگونه‌ هلندی كه‌ نه‌ عِده‌ دارد و نه‌ عُده، شكست‌ می‌خورد، در این‌ مدت‌ 80 سال‌ مبارزه‌ چه‌ كسی‌ آنها را پشتیبانی‌ می‌كرده‌ است‌ تا بعد از این‌ مدت‌ تبدیل‌ به‌ كشوری‌ به‌ نام‌ هلند شوند؟ دكارت‌ تعبیر می‌كند كه‌ اینها همه‌ تاجر هستند و فقط‌ من‌ هستم‌ كه‌ به‌ این‌ كار علاقه‌ای‌ ندارم، اینجا بهشت‌ است.

چگونه‌ می‌شود كه‌ كشوری‌ بعد از چنین‌ مبارزات‌ طولانی‌ و طاقت‌فرسا به‌ شكوفایی‌ می‌رسد؟ چه‌ كسی‌ و چه‌ كسانی‌ هزینه‌ هنگفت‌ چنین‌ مبارزه‌ای‌ چند ده‌ ساله‌ را متحمل‌ شده‌اند؟ اینها كه‌ هستند این‌ و سرمایه‌ها را از كجا آورده‌اند؟ پیشینه‌ آنان‌ چیست؟ متعلق‌ به‌ چه‌ گروه‌ و چه‌ فرقه‌ای‌ بوده‌اند؟ هلند چگونه‌ توانسته‌ با كمپانی‌های‌ مختلفی‌ كه‌ ایجاد كرده‌ قدرت‌ و نفوذی‌ بدست‌ آورد كه‌ سرزمین‌های‌ وسیعی‌ تا اندونزی‌ را تحت‌ سلطه‌ خود بگیرد؟ پرسش‌ بعدی‌ این‌ است‌ كه‌ سرانجام‌ این‌ كمپانی‌ها چه‌ می‌شود؟ درآمد حاصله‌ از آنها كه‌ بین‌ ورثه‌ تقسیم‌ نشده‌ پس‌ این‌ ثروت‌ به‌ جایی‌ رفته‌ است‌ كه‌ امروز نشانی‌ از آن‌ نیست؟
این‌ مفهوم‌ از جهانی‌شدن‌ در فضای‌ مدرنیته‌ قابل‌ تعریف‌ است، به‌ این‌ معنا كه‌ غایت‌ جهانی‌ شدن، «این‌ جهانی‌ شدن» محض‌ و دنیوی‌ شدن‌ و دنیاپرستی‌ است. برای‌ اینكه‌ چنین‌ چیزی‌ تحقق‌ یابد، مولفه‌های‌ متكثری‌ كه‌ در این‌ جهان‌ است‌ نیز باید تغییر كند تا بتوان‌ قواعد بازی‌ را ساده‌ كرد و آن‌ را پیش‌ برد.

نكته‌ دیگر این‌ است‌ كه‌ این‌ فتح، فتح‌ فكری‌ و فرهنگی‌ صرف‌ نیست. بلكه‌ هژمونی‌ و قدرت‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ «سلطه‌ و سودآوری» است. انقلاب‌ كبیر فرانسه‌ در عین‌ حال‌ كه‌ انقلاب‌ فكری‌ است‌ ولی‌ كاری‌ كه‌ می‌كند این‌ است‌ كه‌ باقی‌ مانده‌ اقتدار كلیسا را از بین‌ می‌برد و به‌ عبارتی‌ جدایی‌ كلیسا از قدرت‌ در این‌ مرحله‌ از تاریخ، تكمل‌ می‌شود.

«دولت‌ -- ملت‌ها» تشكیل‌ می‌شوند و دو پدیده‌ تازه‌ در اروپا به وجود می‌آید؛ یكی‌ حذف‌ آرام‌ آرام‌ فئودالیسم‌ اروپایی‌ است‌ كه‌ باعث‌ از بین‌ رفتن‌ قدرت‌های‌ محلی‌ شده‌ و مفهوم‌ جدید «ملت» و «دولت» و ملیت‌ در عالم‌ سیاست، وارد می‌شود. از طرف‌ دیگر، حوزه‌ قدرت كلیسا محدود می‌شود. در كاهش‌ حوزه‌ قدرت‌ كلیسا علل‌ تاریخی‌ متعددی‌ دخالت‌ داشتند. اما آنچه‌ اخرالامر متحقق‌ می‌گردد این‌ است‌ كه‌ در این‌ مرحله‌ از تاریخ، مسیحیت‌ تنها به‌ حوزه‌ زندگی‌ شخصی‌ افراد، محدود می‌شود و حوزه‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ سیاسی‌ كاملا «دنیامدار» می‌گردد. هنگامی‌ كه‌ قدرت‌ دین‌ كاهش‌ پیدا می‌كند معادلاتی‌ در عرصه‌ اجتماع‌ و سیاست‌ بوجود می‌آید كه‌ برای‌ فهمیدن‌ آنهانیازی‌ به‌ دین‌ نمی‌بینند، این‌ اتفاق‌ هر چه‌ جلوتر می‌رود و شفاف‌تر می‌شود رویكردی نسبت‌ به‌ دنیا و دنیامحوری‌ در فرایند سكولاریسم‌ قرار می‌گیرد و قواعد بازی‌ مشخص‌تر می‌شود. نكته‌ اساسی‌ در این‌ میان، آن‌ است‌ كه‌ بوجود آورندگان‌ هلند و انقلاب‌ فرانسه‌ كسانی‌ بودند كه‌ منافع‌ اقتصادی‌ آنها اقتضأ می‌كرد كه‌ چنین‌ پدیده‌ای‌ اتفاق‌ بیافتد، حتی‌ اگر بستر اجتماعی‌ مناسبی‌ نیز برای‌ آن‌ موجود نباشد (یعنی‌ مردم‌ واقعاً‌ ایجادكنندگان‌ انقلاب‌ نباشند). عده‌ای‌ روشنفكر در این‌ میان‌ بودند كه‌ ثروتی‌ را هزینه‌ می‌كنند تا فضای‌ انقلاب‌ را ایجاد و یك‌ شورش‌ شهری‌ نه‌ چندان‌ گسترده‌ را تئوریزه‌ كرده‌ و گسترش‌ بخشند.





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1396 05:18 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a author for your weblog.
You have some really good articles and I feel
I would be a good asset. If you ever want to take some of the load off,
I'd really like to write some articles for your blog in exchange for a link
back to mine. Please send me an e-mail if interested.
Many thanks!
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:57 ق.ظ
Excellent post. I was checking constantly this blog and
I'm impressed! Extremely useful info specially
the last part :) I care for such information much. I was seeking this
certain information for a long time. Thank you and
good luck.
جمعه 20 مرداد 1396 11:04 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea shell and gave it
to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to
her ear and screamed. There was a hermit crab
inside and it pinched her ear. She never wants to go back!

LoL I know this is completely off topic but I
had to tell someone!
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:32 ق.ظ
Excellent blog here! Also your web site loads up
fast! What host are you using? Can I get your affiliate link to
your host? I wish my website loaded up as fast as yours lol
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:44 ب.ظ
Greetings! Very useful advice within this post!
It is the little changes which will make the biggest changes.
Thanks for sharing!
شنبه 7 مرداد 1396 01:08 ق.ظ
I'll right away take hold of your rss feed as I can not in finding
your e-mail subscription link or e-newsletter service.
Do you have any? Kindly permit me recognise so that I could
subscribe. Thanks.
جمعه 6 مرداد 1396 10:36 ب.ظ
I'm amazed, I have to admit. Seldom do I encounter a
blog that's both equally educative and interesting, and without
a doubt, you've hit the nail on the head. The problem is something that not enough folks are speaking intelligently
about. I am very happy I stumbled across this in my search for
something relating to this.
جمعه 6 مرداد 1396 07:55 ق.ظ
My brother suggested I might like this website.

He was totally right. This post truly made my
day. You can not imagine just how much time I had spent for this information! Thanks!
جمعه 30 تیر 1396 11:55 ق.ظ
Fine way of explaining, and nice post to take information regarding my
presentation topic, which i am going to present in academy.
سه شنبه 6 تیر 1396 01:52 ق.ظ
Hiya very nice site!! Man .. Beautiful .. Amazing .. I'll bookmark
your blog and take the feeds additionally? I am satisfied to find
so many helpful information right here within the post, we'd like work
out extra techniques on this regard, thanks for sharing.

. . . . .
دوشنبه 5 تیر 1396 09:33 ب.ظ
Hey very cool web site!! Man .. Excellent ..

Amazing .. I will bookmark your website and take the feeds also?
I am satisfied to seek out a lot of helpful information right here in the post, we need work out more techniques in this regard, thanks
for sharing. . . . . .
یکشنبه 21 خرداد 1396 04:38 ب.ظ
Yay google is my king assisted me to find this great internet
site!
یکشنبه 21 خرداد 1396 11:32 ق.ظ
Wonderful, what a blog it is! This blog provides useful data to us, keep it
up.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 09:54 ب.ظ
Excellent site. A lot of useful information here.

I am sending it to some friends ans also sharing in delicious.
And obviously, thank you on your sweat!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:18 ب.ظ
Wonderful post! We will be linking to this particularly
great content on our website. Keep up the good writing.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 03:42 ب.ظ
Nice post. I was checking continuously this blog and I am impressed!

Very useful info particularly the last part :) I care
for such information much. I was seeking this certain info for a very long time.
Thank you and good luck.
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:40 ب.ظ
It's perfect time to make some plans for the long run and it
is time to be happy. I have read this submit and if I could I want to counsel you few attention-grabbing things or advice.

Perhaps you can write subsequent articles regarding this article.

I wish to read even more things approximately it!
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:24 ق.ظ
I'm amazed, I must say. Rarely do I encounter a blog that's both equally
educative and interesting, and without a doubt, you've hit the
nail on the head. The problem is something too few men and women are speaking intelligently about.
I'm very happy I stumbled across this in my search for something
relating to this.
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:03 ب.ظ
This is a topic that's close to my heart... Cheers!

Exactly where are your contact details though?
جمعه 11 فروردین 1396 06:50 ب.ظ
Quality articles is the key to invite the visitors
to pay a visit the web site, that's what this web site is providing.
پنجشنبه 21 شهریور 1387 12:09 ب.ظ
سلام
وبلاگ جالبیه
به منم سر بزن
اگه دوست داشتید با هم تبادل لینك كنیم
دنیای من (كدهای جاوا و...)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مطالب کدوم موضوع وبلاگ جذابتره؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...